ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
47
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
شدند ، به مركب سختى و مشقت سوار مىشويم ، و بر آن صبر مىكنيم . ازهرى مىگويد : مقصود على ( ع ) تحمل سختى و مشقّت نيست ، بلكه « اعجاز الابل » را مثل براى تقدّم ديگران بر او و عقب افتادن او از حق مسلّم خود آورده است و از اين رو مىگويد : « اگر امامت را به ما دادند ، جلوتر به حق خود ، رسيدهايم و اگر به عقب راندند - هر چند طول بكشد - صبر مىكنيم . ( 138 ) » در حديث است كه مردى دشمن خود را دست بسته نزد عمر آورد ، عمر به وى گفت : آيا بر او خشم مىگيرى ، و پيش از اين كه داورى صورت گيرد ، و او را محكوم كند ، مجازات مىكنى ؟ ! ( محدثان عبارت را اصلاح كردهاند و مىگويند : آيا بدون دليل . . . ) قول خداى متعال : « على شفا جرف » ( 139 ) يعنى : پرتگاه سيل ، نظير آيهء ديگر : « على شفا حفرة من النار ( 140 ) . » يعنى : بر كنار گودالى از آتش . مىگويند : « أشفى على الهلاك » زمانى كه كسى مشرف بر هلاك باشد ، شفاى هر چيزى لبهء آن است ، تثنيهء آن « شفوان » ، و جمعش با الف ممدوده « أشفاء » است . در حديث ابن رمل آمده است : پس آنان در پرتگاه كفران نعمت قرار گرفتند ، يعنى : بر آن مشرف شدند . قتيبى ، مىگويد : بعيد نيست كه « أشفى » در مورد بدى تنها استعمال شود . در حديث ديگرى « أشفى على الموت » آمده است ، يعنى : در آستانهء مرگ قرار گرفت ، عرب ، مىگويد : أشفى على شيء ، يعنى : به چيزى نزديك شد . در حديث ابن عبّاس ، آمده است : ازدواج موقّت ، جز رحمتى از جانب خدا نبود ، كه امّت محمد ( ص ) را بدان وسيله مورد لطف قرار داد ، و اگر منع خليفه نبود ، كسى دچار زنا نمىشد ، جز جماعتى از مردم كه چيزى براى حفظ ناموس خود از راه حلال نداشتند .